سبد خرید
{{item.title}} {{item.subtitle}}
{{item.total|number}} تومان
حذف
سبد خرید شما خالی است.

آمازیا (کارابان لجوج)

شاهکاری از ژول ورن (کتاب الکترونیکی)

از {{model.count}}
139,000 تومان
محصول مورد نظر موجود نمی‌باشد.
تعداد
نوع
  • {{value}}
کمی صبر کنید...

چرا باید رمان های ژول ورن را بخوانیم؟ چه منافعی در خواندن رمان های نوشته شده توسط ژول ورن نهفته شده اند؟ مشخصات درخشان سبک رمان های ژول ورن چیست؟ چگونه رمان های نوشته شده توسط ژول ورن می تواند به انسان برای داشتن زندگی بهتر کمک کند؟ چرا باید رمان های ژول ورن را بخریم و مطالعه کنیم؟ رمان های ژول ورن، مانند «بیست هزار لیگ زیر دریا» یا «سفر به مرکز زمین» به خاطر طرح های تخیلی و ماجراجویی های هیجان انگیز خود شناخته می شوند. خواندن این رمان ها می تواند تخیل شما را جرقه بزند و شما را به سفرهای هیجان انگیز به مکان های ناشناخته ببرد و ایده های نوآورانه را به شما معرفی کند. خرید و مطالعه رمان های نوشته شده توسط ژول ورن می تواند برای کسانی که به دنبال ماجراجویی، داستان سرایی تخیلی، بینش علمی، اهمیت فرهنگی و تفکر فلسفی هستند، ارزشمند باشد. آمازیا (کارابان لجوج) با نشان دادن اینکه مسافران این کاروان چگونه می توانند در محیطی که غیرمهمان نواز به نظر می رسد زنده بمانند، ایده تاب آوری انسان را بررسی می کند.

نمونه فایل 25 صفحه نخست از این اثر ارزشمند را از این‌جا رایگان دانلود و مطالعه کنید


چرا باید کتاب آمازیا (کارابان لجوج) را مطالعه کنم؟


برای خرید خارج از ایران این‌جا را ببینید


چرا باید رمان های ژول ورن را بخوانیم؟
چه منافعی در خواندن رمان های نوشته شده توسط ژول ورن نهفته شده اند؟
مشخصات درخشان سبک رمان های ژول ورن چیست؟
چگونه رمان های نوشته شده توسط ژول ورن می تواند به انسان برای داشتن زندگی بهتر کمک کند؟
چرا باید رمان های ژول ورن را بخریم و مطالعه کنیم؟

رمان های ورن آینده نگری و پیش بینی قابل توجهی از آینده را نشان می دهد.

خواندن این رمان ها می تواند شما را به سفرهای هیجان انگیز به مکان های ناشناخته ببرد

خواندن رمان های نوشته شده توسط ژول ورن می تواند چندین مزیت و ویژگی های منحصر به فرد را ارائه دهد. در اینجا دلایلی وجود دارد که چرا ممکن است در خواندن رمان های او ارزش پیدا کنید:
1. تخیل و ماجراجویی: رمان های ژول ورن، مانند «بیست هزار لیگ زیر دریا» یا «سفر به مرکز زمین» به خاطر طرح های تخیلی و ماجراجویی های هیجان انگیز خود شناخته می شوند. خواندن این رمان ها می تواند تخیل شما را جرقه بزند و شما را به سفرهای هیجان انگیز به مکان های ناشناخته ببرد و ایده های نوآورانه را به شما معرفی کند.
2. دقت علمی: رمان‌های ورن اغلب اصول علمی و فناوری‌های نوظهور زمان او را در بر می‌گرفت. توجه او به جزئیات علمی و نمایش دقیق پیشرفت‌های فناوری، آثار او را برای خوانندگان علاقه‌مند به علم و فناوری جذاب می‌کند.
3. چشم انداز آینده نگر: رمان های ورن آینده نگری و پیش بینی قابل توجهی از آینده را نشان می دهد. او اختراعاتی مانند زیردریایی ها، هلیکوپترها و سفرهای فضایی را مدت ها قبل از تحقق آنها پیش بینی کرد. کاوش در چشم انداز آینده نگر او می تواند بینشی در مورد احتمالات و پتانسیل پیشرفت انسان ارائه دهد.
4. سبک نوشتاری: سبک نوشتاری ورن با توجه دقیق او به جزئیات، توصیف های زنده و داستان سرایی جذاب مشخص می شود. زبان دقیق و توصیفی او حس واقع‌گرایی را ایجاد می‌کند و خوانندگان را به درون روایت می‌کشاند و تجسم محیط‌ها و رویدادها را آسان‌تر می‌کند.
5. اهمیت فرهنگی و تاریخی: ژول ورن را یکی از پیشگامان ژانر علمی تخیلی می دانند. رمان‌های او که در قرن نوزدهم نوشته شده‌اند، منعکس‌کننده مسائل اجتماعی، پیشرفت‌های علمی و عناصر فرهنگی زمان خود هستند. خواندن آثار او می‌تواند نگاهی اجمالی به بافت‌های تاریخی و فرهنگی آن دوران داشته باشد.
6. الهام و روشنگری: رمان های ورن اغلب به مضامین فلسفی و اخلاقی می پردازند. آنها مرزهای پتانسیل انسانی، جوهر اکتشاف و پیامدهای بلندپروازی های کنترل نشده را بررسی می کنند. رمان‌های ورن با کنکاش در این مضامین می‌توانند به خوانندگان الهام بخشند تا به جایگاه خودشان در جهان و تأثیر اعمالشان فکر کنند.
خرید و مطالعه ی رمان های نوشته شده توسط ژول ورن می تواند برای کسانی که به دنبال ماجراجویی، داستان سرایی تخیلی، بینش علمی، اهمیت فرهنگی و تفکر فلسفی هستند، ارزشمند باشد. این ترکیبی منحصر به فرد از سرگرمی و تحریک فکری را ارائه می دهد که می تواند به رشد شخصی و درک بهتر دنیای ما کمک کند.

ترکیبی منحصر به فرد از سرگرمی و تحریک فکری

رمان‌های ژول ورن در قرن نوزدهم نوشته شده‌اند

وان‌ میتن و مستخدمش بورنو
آن‌ روز شانزدهم آگوست، ساعت چهار بعد از ظهر، میدان بزرگ شهر تاریخی استانبول که به‌ طور‌ معمول از جمعیت، رفت‌ و‌ آمد و سر‌ و‌ صدای مردم رهگذر پر بود، در سکوتی ژرف، حالتی غم‌ انگیز به‌ خود گرفته بود؛ همه‌ جای آن آرام و غرق در سکوت بود.
چه رخ داده بود؟
اگر کسی از بالای تپه‌ ای که به بسفر دید داشت می‌ نگریست، باز هم تصویر شگفت‌ آور و غم‌ انگیزی را به چشم می‌ دید؛ از رفت‌ و‌ آمد مردم خبری نبود. چند تن بیگانه به‌ سرعت می‌ گذشتند تا خود را به کوچه‌ های گل‌ آلود انتهای شهر برسانند. گله‌ ای از سگ‌ های زرد رنگ و ولگرد هم به‌ چشم می‌ خورد که آنان را به‌ سوی حاشیه‌ ی شهر راهنمایی می‌ کردند. آن‌ جا ناحیه‌ ای ویژه‌ ی اروپایی‌ ها بود که خانه‌ های سنگی سفید‌ رنگی داشت و گروهی از درختان بی‌ میوه ولی سبز، سراسر تپه را پوشانده بود.
این میدان همیشه دیدنی بود و فضایی شاعرانه داشت که پیاده‌ ها در گذر از آن شادمان می‌ شدند. اما در این لحظه، گروه‌ گروه مردم ولگرد و خوشگذران کجا رفته بودند؟ از یونانی‌ ها با پوشش‌ های اتو کشیده، روس‌ ها با پوشش‌ های برازنده و دکمه‌ دار، گروه ترک‌ های عثمانی، فرزندان بیزانس کهن و استانبولی‌ های خالص با پوشش‌ های برازنده و درخشانشان اثری در میان نبود. کسی نمی‌ خواست دلیل آن‌ را بپرسد؛ چه سودی داشت؟ اگر هم پاسخی می‌ دادند، بسنده نبود.
اما در مرکز شهر، جمعیت زیادی حضور داشت و چنان‌ چه تصویرگر ماهری از آن‌ جا می‌ گذشت، می‌ توانست از چشم‌ انداز ساکت و غم‌ انگیزشان، طرح تازه‌ ای برای نگارخانه‌ ی خود به‌ تصویر درآورد. این همان قسطنطنیه‌ ی زیبای سده‌ های میانه، جایی بود که کنستانتین و گروه مسلمانان وصفش می‌ نمودند. وضعیت شهر ذهن دو مسافر تازه‌ وارد را به‌ خود مشغول ساخته بود. هنگامی‌ که وارد میدان شدند، پیرامون سکوتی که همه‌ جا را فرا گرفته بود، کسی سخنی نمی‌ گفت؛ این به‌ دلیل نا آشنایی با زبان مردم این سرزمین نبود، زیرا زبان ترکی را خوب حرف می‌ زدند. یکی از آن‌ ها به‌ خاطر این‌ که از بیست سال پیش با شرکت‌ های بازرگانی ترک نامه‌ نگاری داشت و دیگری به این دلیل که از سال‌ ها  پیش مسئولیت دستیاری اربابش را داشت!
این دو هلندی از اهالی روتردام، ژان‌ وان‌ میتن و دستیارش بورنو، که بر اثر رویدادی، پای شان به این سرزمین باز شده بود؛ هر دو خاموش بودند.
وان‌ میتن که همه او را می‌ شناختند، مردی چهل‌ و‌ پنج ساله یا کمی بیشتر، با موهایی طلایی‌ رنگ، چشمانی به‌رنگ آبی آسمانی، مردی دوست‌ داشتنی و خوش‌ قیافه، بدون سبیل با گونه‌ هایی سرخ‌ رنگ بود. بینی‌ اش نسبت به چهره کمی کوتاه نشان می‌ داد. قامتی به‌ نسبت بلند و شکمی فرو رفته داشت که او را مردی استوار با پاهایی ظریف و قوی نشان می‌ داد.
شاید بتوان گفت وان‌ میتن اخلاق و رفتار نرمی داشت؛ روی‌ هم‌ رفته از جمله کسانی بود که خلق‌ و‌ خوی نرم و آرامی دارند. ظاهرش او را مردی اجتماعی نشان می‌ داد. آدمی بود که از بحث و گفت‌ و‌ گوی زیاد کناره می‌ گرفت و در همه‌ ی کارها حاضر به سازش و مدارا بود؛ شخصیتی آرام، کمی درون‌ گرا داشت. او انسانی حسابگر و با تجربه بود.

وضعیت شهر ذهن دو مسافر تازه‌ وارد را به‌ خود مشغول ساخته بود.

چند تن بیگانه به‌ سرعت می‌ گذشتند تا خود را به کوچه‌ های گل‌ آلود انتهای شهر برسانند

بورنو گفت: «خوب، ارباب!»
در این‌ هنگام به میدان تروهانه رسیده بودند.
- بسیار‌ خوب! بورنو.
- همان‌ گونه که می‌ خواستید، اکنون در استانبول هستیم.
- بله! بورنو در استانبول هستیم، که به آن قسطنطنیه می‌ گویند؛ یعنی در‌ حقیقت، در چند هزار کیلومتری روتردام هستیم.
- پس احساس می‌ کنید که از هلند فاصله‌ ی زیادی داریم!؟
وان‌ میتن پاسخ داد: «من هرگز خود را از هلند دور نمی‌ دانم»؛ و این پاسخ را به‌ شکلی بیان نمود که گویی هلند کنار دستش است!
بورنو از خدمتگذاران راست‌ کردار و نزدیک وان‌ میتن بود. این دستیار در بسیاری موارد همانند اربابش بود و در ادای احترام نسبت‌ به او، هرگز کوتاهی نمی‌ نمود. آن‌ دو از سال‌ ها پیش عادت کرده بودند تا با هم زندگی کنند و در این بیست سال، حتی برای یک ساعت هم از یکدیگر جدا نشده بودند. اگر چه در خانه بورنو کمتر از یک دوست نبود، اما بیرون از آن، دستیار و خدمتگذار بسیار درستکاری بود که کارش را هوشمندانه انجام می‌ داد. او خود را مجبور نمی‌ دید که در کارها با وان‌ میتن مشورت کند، و اگر هم خطایی می‌ کرد، می‌ پذیرفت. اما، یک عیب کوچک داشت؛ حاضر نبود زیر فرمان دیگران باشد و مردم‌ دار نبود. گاهی ارباب به او می‌ گفت سرانجام این اخلاق جایی به ضررت تمام خواهد شد؛ من هم اگر این چنین باشم، بی‌ شک دچار گرفتاری خواهم شد. بورنو که اکنون چهل سال داشت، حاضر نبود خدمت خود را ترک کرده و جای دیگری خدمت کند.
اکنون باید بدانیم که وان‌ میتن چه شخصیتی داشت. هیچ! تنها یکی از تاجران سرشناس روتردام، بازرگان توتون و یکی از خبرگان تهیه‌ی مواد افیونی! وان‌ میتن در کشورش هلند و جز سایر شهرها، به‌ ویژه در مقدونیه، سوریه و آسیای صغیر داد‌ و‌ ستد گسترده‌ ای داشت. او از بیست سال پیش، سازنده‌ ی انواع توتون برای بازرگانی آقای کارابان مقیم قسطنطنیه بود و محصولات توتون خود را از این جا به سایر نقاط جهان می‌ فرستاد. وی در جریان داد‌ و‌ ستد فراوانی که با این بازرگانی داشت، با همه‌ ی بازرگانان ترک نیز داد‌ و‌ ستد مستقیمی برقرار ساخته بود.
از روز نخست، میان وان‌ میتن و سایر بازرگانان این‌ گونه پیمان بسته شده بود که نامه‌ نگاری‌ هایشان به زبان ترکی باشد. ارباب و دستیار را بدون در نظر گرفتن تفاوت پوششی که با یکدیگر داشتند، دو عثمانی از نژاد قدیم می‌ دانستند و این شیوه، مورد پسند وان‌ میتن بود.
بدین‌ ترتیب، وان‌ میتن و بورنو اگر وارد جمعیت شهر می‌ شدند، هیچ‌ گونه احساس ناراحتی برای آن‌ ها پیش نمی‌ آمد، زیرا هم زبان مردم شهر را خوب می‌ دانستند و آسان سخن می‌ گفتند و هم این‌ که برای شان سخت نبود تا مستقیم به خانه‌ ی ارباب کارابان بروند. آن‌ جا با خوشامدگویی گرمی رو‌ به‌ رو می‌ شدند، زیرا کارابان هم یک‌ بار سفری به هلند داشت و بنابراین، پیرو آداب مصاحبت و انسان‌ دوستی به‌ خوبی با یکدیگر آشنا بودند.
هنگامی‌ که وان‌میتن هلند را ترک می‌ کرد، قصد آن را داشت تا مدتی در استانبول بماند و در خانه‌ ی کارابان استراحت کند. اما، بورنو که زیاد دوست نداشت به خانه‌ ی کارابان برود، ناچار وان‌ میتن را به‌ سوی میدان شهر هدایت کرد.
در این ساعت، چند رهگذر در کوچه و خیابان دیده می‌ شدند و پس از آن بود که رفته‌ رفته غریبه‌ ها و ترک‌ ها یکی پس از دیگری در گذرها پیدا شدند. چند افسر عثمانی گفت‌ و‌ گو کنان پیش می‌ آمدند. مدیر یکی از رستوران‌ ها که انتهای میدان قرار داشت، به‌ آهستگی ظروف و لوازم روی میزها را مرتب می‌ نمود.
یکی از ترک‌ ها ‌گفت: «تا یک ساعت دیگر آفتاب غروب کرده و تاریکی، آب‌ های بسفر را می‌ پوشاند.» دیگری پاسخ داد: «و آن‌ هنگام با خیال راحت می‌ توانیم بخوریم و بیاشامیم! به‌ ویژه این‌ که به دلخواه خودمان توتون‌ ها را دود می‌ کنیم.»
- حق با توست! روزهای ماه رمضان کمی طولانی است.
- مانند همه‌ ی روزها!
این گفت‌ و‌ گو میان دو تن دیگر که از جلوی قهوه‌ خانه می‌ گذشتند برقرار بود.
نامسلمانی گفت: «این ترک‌ ها مایه‌ ی شگفتی ما هستند! در حقیقت، هنگامی‌ که مسافر ناآشنایی وارد قسطنطنیه می‌ شود، به‌ ویژه اگر در این ماه سخت باشد، از پایتخت کشور مسلمانان خاطره‌ ای توأم با سختی همراه خواهد برد.»






بازدید کننده محترم؛ لطفاً به لیست 50 وب سایت پربازدید در شبکه جهانی وب نگاهی بیندازید:

YouTube, Facebook, google, translate, gmail, weather, amazon, Instagram, cricbuzz, Hotmail, wordle, satta king, twitter, yahoo, yandex, sarkari result, Netflix, google maps, yahoo mail, roblox, whatsapp, NBA, BBC news, outlook, pinterest, flipkart, eBay, omegle, live score, tiktok, canva, ipl, premier league, hava durumu, ibomma, walmart, twitch, ikea, shein, linkedin, home depot, e devlet, lottery, snaptik, cricket, serie a, nfl, spotify, fox news, amazon prime;

هیچ وب سایت مرتبط با انتشار کتاب یا مدیریت پروژه در این لیست وجود ندارد. ما سخت تلاش می کنیم تا این مسائل مهم را به کانون تمرکز جوامع برسانیم. لطفا ما را از طریق رسانه های اجتماعی معرفی کنید، وبگاه ما را با دیگران به اشتراک بگذارید و به ما کمک کنید تا دنیای خود را به مکانی بهتر برای زندگی تبدیل کنیم؛ با احترام.

نویسنده
ژول ورن
مترجم
عنایت‌الله شکیبایی‌پور
ویراستار
سپهر انصاری
عصمت گلزار
قطع
رقعی
صفحات
274
نوع
کتاب الکترونیکی
فایل pdf

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
نام و نام خانوادگی را بنویسید. نام و نام خانوادگی باید حداقل ۳ حرف داشته باشد.
از {{model.count}}
کمی صبر کنید...

محصولات مرتبط