سبد خرید
{{item.title}} {{item.subtitle}}
{{item.total|number}} تومان
حذف
سبد خرید شما خالی است.

تفسیر المیزان - جلد 1

سوره ی مبارکه ی حمد (نسخه چاپی)

از {{model.count}}
175,000 تومان
محصول مورد نظر موجود نمی‌باشد.
تعداد
نوع
  • {{value}}
کمی صبر کنید...

چرا باید قرآن کریم و تفاسیر معتبر آن را بخوانیم؟ چه منافعی در قرائت قرآن کریم نهفته شده است و تفاسیر معتبر آن چیست؟ مشخصات درخشان سبک قرآن کریم و تفاسیر معتبر آن چیست؟ قرآن كريم و تفاسير معتبر آن چگونه می تواند انسان را در داشتن زندگی بهتر كمک كند؟ چرا باید قرآن کریم و تفاسیر معتبر آن را بخریم و مطالعه کنیم؟ مسلمانان قرآن را کلام خدا می دانند که بر پیامبر اسلام نازل شده است. خواندن قرآن و مطالعه تفاسیر آن می تواند فواید متعددی برای افراد داشته باشد. نخست، راهنمایی و حکمت را در مورد جنبه های مختلف زندگی فراهم می کند. قرآن طیف وسیعی از موضوعات از جمله اعتقاد، اخلاق، تعاملات اجتماعی، مسائل خانوادگی و راهنمایی برای رشد شخصی را پوشش می دهد. با مطالعه آموزه های آن، افراد می توانند درک عمیق تری از چگونگی زندگی با فضیلت و رضایتمندی به دست آورند. دوم، خواندن قرآن و تفاسیر آن می تواند به تعمیق معنویت انسان کمک کند. این به عنوان منبع الهام عمل می کند و صلح و آرامش را در قلب های مؤمنان به ارمغان می آورد. افراد با تأمل و تدبر در آیات آن می توانند ایمان و پیوند خود را با خدا تقویت کنند.

نمونه فایل 23 صفحه ی نخست از این اثر ارزشمند را از این‌جا رایگان دانلود و مطالعه کنید


چرا باید کتاب تفسیر المیزان (جلد ۱ - سوره ی حمد) را مطالعه کنم؟


برای خرید خارج از ایران این‌جا را ببینید


چرا باید قرآن کریم و تفاسیر معتبر آن را بخوانیم؟

چه منافعی در قرائت قرآن کریم نهفته شده است و تفاسیر معتبر آن چیست؟

مشخصات درخشان سبک قرآن کریم و تفاسیر معتبر آن چیست؟

قرآن كريم و تفاسير معتبر آن چگونه می تواند انسان را در داشتن زندگی بهتر كمک كند؟

چرا باید قرآن کریم و تفاسیر معتبر آن را بخریم و مطالعه کنیم؟

سبک قرآن منحصر به فرد است

مقدمه

خدای متعال با احاطه ی کامل به سرشت آدمی و نیازهایی که انسان دارد، با فرستادن کتاب های دینی و پیامبران، آفرینش آدمی از گوهر پاک را به وی یادآوری کرده است. بنابراین ضرورت دارد تا انسان ها با هر نوع اندیشه ی دینی و سطح دانشی، ضمن رجوع به منابع دینی، از آگاهی ها و راهنمایی های موجود در آن بهره مند شوند.

استفاده از منابع تفسیری معتبر

کتاب های دینی جزء کتاب های مرجعی به شمار می رود که برای درک درست آن نیازمند مطالعه ی منابع تفسیر هستیم. مسئله ای که در مورد کتاب های دینی از دیرباز مورد توجه بوده است، استفاده از منابع معتبر تفسیری می باشد. با توجه به این که نوع مطالب موجود در این نوع کتاب ها رابطه مستقیمی با اعتقادات و باورهای افراد دارد، در نتیجه، وجود هر گونه اشتباه در بیان معانی و تفاسیر آن می تواند آثار مخربی به دنبال داشته باشد. بنابراین جستجو برای یافتن منابع معتبر از اهمیت قابل توجهی برخوردار است.

تفسیر کتاب های دینی

نیاز انسان به استفاده از کتاب های دینی

انسان به خودی خود نیازمند در اختیار داشتن منبعی برای دریافت هدایت و راهنمایی گرفتن است. خدا در قرآن با احاطه به این نیاز انسان است که می فرماید ما قرآن و پیامبران را برای تذکر و یادآوری انسان ها فرستاده ایم. علت این نیاز در ذات آدمی نهفته است. روح انسان برگرفته از ذات خالقش است و همه ی انسان ها دارای گوهری پاک و دور از هرگونه پلیدی هستند. قرار گرفتن در مسیر زندگی و وسوسه های موجود در آن، ممکن است سبب شود تا انسان با دور شدن از منبع آفرینش خود، به سوی پلیدی ها میل کند و دچار سرانجام شومی شود. سوال مهم این است که روش درست برای قرار گرفتن در مسیر پاکی و تذهیب نفس چیست؟ 

استفاده از منابع معتبر برای تفسیر کتاب های دینی

نوع بیان مطالب در کتاب های دینی به گونه ای است که علاوه بر پوشش تمام موضوعات ضروری برای حیات انسانی، مناسب بهره گیری تمامی سطوح فکری و فرهنگی نیز می باشد. بنابراین، نیاز به وجود منابعی معتبر به منظور تفسیر این متون همواره احساس می شود. قرآن کریم به عنوان آخرین و کامل ترین کتاب دینی فرو فرستاده شده نزد بشر، از این قاعده مستثنی نیست. به همین منظور، از دیرباز پژوهشگران و علمای دینی بسیاری به دنبال تفسیر آیات این کتاب آسمانی بوده اند. همان طور که در مطالب پیشین اشاره شد، به دلیل پیوند این نوع کتاب ها با باورها و بینش دینی افراد، استفاده از منابع تفسیری معتبر و بر پایه ی اصول دینی از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

منابع معتبر تفسیر

کلام آخر

یکی از چالش های اساسی در فرآیند مطالعه ی منظم و اثربخش، یافتن کتاب های مناسب و معتبر می باشد. امروزه با افزایش مشغله های کاری، افراد به طور کلی انرژی و توان کافی جهت جستجو برای یافتن منابع معتبر را ندارند. همین موضوع سبب کاهش تمایل افراد به کتابخوانی شده است. وبسایت انتشارات پرنیان اندیش با ارائه ی کتب و منابع معتبر، همواره کوشیده تا با پوشش حداکثری نیازهای مخاطبان، تا حد ممکن این چالش را برطرف کند. منابع موجود در وبگاه نشر پرنیان اندیش به صورت کتاب های الکترونیکی، همجنین انواع کتاب های صوتی در کنار نسخه ی چاپی آثار در دسترس می باشد. این آثار به آسانی در گوشی های تلفن همراه، انواع کتابخوان ها، رایانه های شخصی، تبلت و لپ تاپ، قابل حمل و نقل و بهره برداری است. 

علامه سید محمد حسین قاضی طباطبایی تبریزی (زاده ۱۲۸۱ تبریز - درگذشته ۲۴ آبان ۱۳۶۰ قم) معروف‌ به علامه طباطبایی، روحانی سرشناس، فیلسوف عظیم الشأن و نویسنده ی پرتلاش و ژرف اندیش ایرانی، از مراجع تقلید بزرگ شیعه و از مدرسان صاحب نام حوزه علمیه قم به شمار می‌آمد. دوره ی کودکی و نوجوانی وی در تبریز سپری شد. در پنج سالگی مادر و در نه سالگی پدر خود را از دست داد. وصی پدرش، او و تنها برادرش محمد حسن الهی طباطبایی را برای تحصیل به مکتب فرستاد. تحصیلات ابتدایی شامل قرآن و کتب ادب پارسی را فرا گرفت، سپس به تحصیل علوم دینی پرداخت. 

علاوه بر آموختن ادبیات، زیر نظر میرزا علینقی خطاط به یادگیری فنون خوشنویسی پرداخت. تحصیلات ابتدایی نتوانست به ذوق سرشار و علاقه ی وافر او پاسخ گوید، بنابراین به مدرسه ی طالبیه تبریز رفت و به فراگیری ادبیات عرب، علوم نقلی، فقه و اصول پرداخت و به مطالعه در زمینه های گوناگون دانش‌ اسلامی سرگرم شد. خود از دوران تحصیل چنین یاد می کند: «در اوایل تحصیل که به صرف و نحو اشتغال داشتم، علاقه ی زیادی به ادامه تحصیل نداشتم و از این رو هر چه می‌ خواندم، نمی‌ فهمیدم و چهار سال به همین نحو گذراندم. پس از آن یک باره عنایت خدایی دامنگیرم شده، عوضم کرد و در خود یک نوع شیفتگی و بی تابی نسبت به تحصیل کمال، حس نمودم. به‌ طوری‌ که از همان روز تا پایان ایام تحصیل که تقریباً هفده سال طول کشید، هرگز نسبت به تعلیم و تفکر درک خستگی و دلسردی نکردم و زشت و زیبای جهان را فراموش نموده و تلخ و شیرین حوادث، برابر می‌ پنداشتم. بساط معاشرت غیر اهل علم را به کلی برچیدم. در خورد و خواب و لوازم دیگر زندگی، به حداقل ضروری قناعت نموده و باقی را به مطالعه می‌ پرداختم. بسیار می‌ شد به ویژه در بهار و تابستان که شب را تا طلوع آفتاب با مطالعه می‌ گذراندم و همیشه درس فردا را شب پیش مطالعه می‌ کردم و اگر اشکالی پیش می‌ آمد با هر خودکشی بود حل می‌ نمودم و وقتی که به درس حضور می‌ یافتم، از آن چه استاد می‌ گفت قبلاً روشن بودم و هرگز اشکال و اشتباه درس را پیش استاد نبردم.»

او همچنین همراه برادرش به نجف رفت و ده سال نیز در نجف به تحصیل علوم دینی مشغول شد. در این دوره، علوم ریاضی را نزد سید ابوالقاسم موسوی خوانساری نوه ی سید ابوالقاسم خوانساری و فقه و اصول را نزد استادانی نظیر محمد حسین نائینی و محمد حسین غروی اصفهانی فرا گرفت. استاد وی در فلسفه، حکیم متأله، سید حسین بادکوبه‌ ای بود. همچنین معارف الهیه، تفسیر قرآن به قرآن، حکمت و فلسفه، عرفان، اخلاق و فقه الحدیث را نزد سید علی قاضی طباطبایی آموخت. او در مدتی که در نجف مشغول تحصیل بود، به علت تنگی معیشت و نرسیدن مقرری که از ملک زراعیشان در تبریز به دست می‌ آمد، مجبور به بازگشت به ایران شد و مدت ده سال پس از آن را در روستای شادآباد تبریز به پیشه ی زراعت و کشاورزی روزگار گذراند.

درباره ی این دوره از حیات پربار این استاد بزرگ دین و علوم اسلامی، فرزندش سید عبدالباقی طباطبایی چنین می‌ گوید: «خوب به یاد دارم که پدرم دائماً و در تمام طول سال مشغول فعالیت بود و کار کردن ایشان در فصل سرما حین ریزش باران و برف های موسمی، در حالی که چتر به دست گرفته یا پوستین به دوش داشتند، امری عادی تلقی می‌ گردید.

عدم ابهام و اغلاق در مفاهيم آيات و منشاء اختلافات
در ميان همه‌ ی آيات قرآن (كه بيش از چند هزار آيه است)، حتى یک آيه نمى‌ يابيم كه در مفهومش اغلاق (پیچیده‌ گویی) و تعقيدى (گره و گیر) باشد، به‌ طوری كه ذهن خواننده در فهم معناى آن دچار حيرت و سرگردانى شود. چه‌ طور چنين نباشد؟! حال‌ آن‌ كه قرآن فصيح‌ ترين كلام عرب است و ابتدایى‌ ترين شرط فصاحت اين است كه اغلاق و تعقيد نداشته باشد. حتى آن آياتى هم كه جزء متشابهات قرآن به‌ شمار مى‌ آيند، مانند آيات نسخ شده و امثال آن، در مفهومش غايت وضوح و روشنى را دارد و تشابهش به‌ خاطر اين است كه مراد از آن را نمی دانيم، نه اين‌ كه معناى ظاهرش نامعلوم باشد.
پس اين اختلاف از ناحيه‌ ی معناى كلمات پيدا نشده، بلكه همه‌ ی آن‌ ها از اختلاف در مصداق كلمات پيدا شده و هر مذهب و مسلكى كلمات و جملات قرآن را به مصداقى حمل كرده‌ اند كه آن ديگرى قبول ندارد. اين، از مدلول كلمه (مقصود و منظور سخن) تصورى، تصديقى (نگرش و دلالتی) چيزى فهميده؛ آن ديگرى چيزى ديگر!

علت سبقت (پیشی‌گرفتن) معانى مادى كلمات وضع شده به ذهن
توضيح اين‌ كه انس و عادت (همان‌ طور كه گفته شده) باعث می شود كه ذهن آدمى هنگام شنيدن يک كلمه و يا يک جمله، به معناى مادى آن سبقت جويد و قبل از هر معناى ديگر، آن معناى مادى و يا لواحق (پیوست‌ ها و دنباله‌ ها) آن به ذهن در‌آيد. ما انسان‌ ها از آن‌ جا‌ كه بدن‌ هاي مان و قواى بدنی مان، مادام كه در اين دنياى مادى هستيم، در ماده غوطه‌ ور است و سر‌ و‌ كارش همه با ماده است، لذا مثلاً اگر لفظ حيات، علم، قدرت، سمع، بصر، كلام، اراده، رضا، غضب، خلق،  امر و امثال آن را مى‌ شنويم، بی‌ درنگ معناى مادى اين‌ ها به ذهن ما در مى‌ آيد، همان معنایى‌ كه از اين كلمات در خود سراغ داريم.
همچنين وقتى كلمات آسمان، زمين، لوح، قلم، عرش، كرسى، فرشته، بال فرشته، شيطان و لشکريان او از پياده‌ نظام و سواره‌ نظامش را مى‌ شنويم، مصاديق طبيعى و مادى آن به ذهن ما سبقت می جويد؛ و پیش از هر معناى ديگرى در فهم ما داخل مى‌ شود.
و چون مى‌ شنويم كه می گويند: «خدا عالم را خلق كرده و يا فلان‌ كار را كرده، يا به فلان‌ چيز عالم است، يا فلان‌ چيز را اراده كرده، خواسته و می خواهد، همه‌ ی اين‌ ها را، مانند خلق، علم، اراده، مشيت (اراده و خواست خداوند در قالب قوانین ثابت، ازلی و ابدی جهان هستی)، خودمان به زمان مقيدش (گرفتار) مى‌ كنيم زیرا معهود (جا‌ گرفته) در ذهن ما اين است كه «خواسته» ماضى و مربوط به گذشته است، و «می خواهد» مضارع و مربوط به آينده است؛ پس درباره‌ ی «خواسته و می خواهد» خدا نیز همين فرق را مى‌گذاريم!
باز وقتى مى‌ شنويم كه خدای تعالى مى‌ فرمايد: وَلَدَيْنَا مَزِيدٌ (نزد ما بيشتر هم هست - 35 ق)، يا می فرمايد: لَا تَّخَذْنَاهُ مِنْ لَدُنَّا (از نزد خود می گيريم - 17 انبیاء)، يا می فرمايد: وَ مَا عِنْدَ اللَهِ خَيْرٌ (آن‌چه نزد خداست بهتر است - 36 شوری) و يا می فرمايد: وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ (به نزد او بر می گرديد- 83 یس)؛ بی‌ درنگ به ذهن مان می رسد كه كلمه‌ ی «نزد» همان معنایى را درباره‌ ی خدا می دهد كه درباره‌ ی ما می دهد که عبارت است از حضور در مكانى كه ما هستيم.
و چون مى‌ شنويم كه می فرمايد: وَ إِذَا أَرَدْنَا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنَا مُتْرَفِيهَا (چون بخواهيم قريه‌ اى (دیار) را هلاک كنيم، به عياش‌ هايش دستور می دهيم - 16 اَسراء)، يا می شنويم كه می فرمايد: وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنََّّ (اراده كرده‌ايم كه منت نهيم - 5 قِصَص)، يا می شنويم كه می فرمايد: يُرِيدُ اللهُ بِكُمُ الْيُسْرَ (خدا آسانى براى شما اراده كرده - 185 بَقَره)، بی‌ درنگ به ذهن مان می سد كه اراده‌ ی خدا هم از سنخ (اساس و جنس) اراده‌ ی ما است؛  از اين قبيل كلمات را وقتى می شنويم، مقيد به آن قيودى می كنيم كه در خود ما مقيد به آن ها است.
چاره‌اى هم نداريم! براى اين‌ كه از روز نخست كه ما ابنای بشر (فرزندان آدم) لفظ (چه پارسى، چه عربى، چه هر زبان ديگری) را وضع كرديم، براى اين وضع كرديم كه موجودى اجتماعى و ناگزير بوديم منويات (مقاصد و نیت‌ ها) خود را به يكديگر بفهمانيم؛ و فهماندن منويات وسيله‌ اى می خواهد؛ لذا پیشاپیش با يكديگر قرار گذاشتيم كه هر وقت من صداى «آب» را از خود در آوردم، تو بدان كه من آن چيزى را می گويم كه رفع تشنگى مى‌ كند؛ و به همين منوال الفاظ ديگر.
زندگى اجتماعى را هم حوائج (نیازهای) مادى به گردن ما گذاشت، چون منظور از آن اين بود كه دست به دست هم داده و هر يک، يكى از كارهاى اجتماع را انجام دهيم تا به اين‌ وسيله استكمال (کامل کردن خواست) كرده باشيم. كارهاى اجتماعى، همه مربوط به امور مادى و لوازم آن است؛ ناگزير الفاظ را براى مسمى هایى (نام و نشان یافته) كه غرض ما را تأمين مى‌ نماید وضع كرديم. از اين جهت هر لفظى را كه می شنويم، بی‌ درنگ معناى مادی اش به ذهن مان می رسد.

خدای تعالى كلام خود را به نام خود كه عزيزترين نام است آغاز كرده

سبب ابتدا به بسم الله
بيان بسم الله الرحمن الرحیم

بسيار مى‌ شود كه مردم، عملى را كه مى‌ كنند و يا مى‌ خواهند آغاز آن كنند، عمل خود را با نام عزيزى و يا بزرگى آغاز می كنند تا بدین‌ وسيله مبارک و پر‌ اثر شود؛ نيز آبرویى و احترامى به خود گيرد و يا دست‌ کم سبب شود كه هر وقت نام آن عمل و يا ياد آن به ميان می آيد، به ياد آن عزيز نيز بيفتند.
عين اين منظور را در نام گذاری ها رعايت مى‌ كنند، مثلاً مى‌ شود كه مولودى كه برايشان متولد مى‌ شود، خانه و يا مؤسسه‌ اى كه بنا می كنند، به‌ نام محبوبى و يا عظيمى نام می گذارند، تا آن نام با بقای آن مولود و آن بناى جديد باقى بماند و مسماى نخستین به نوعى بقا يابد؛ تا مسماى دومین باقی است، باقى بماند. مثل كسى كه فرزندش را به نام پدرش نام می گذارد تا همواره نامش بر سر زبان‌ها بماند و فراموش نشود.

آغاز با نام خدا، ادب و عمل را خدایی و نيک فرجام مى‌ کند
اين معنا در كلام خداى‌ تعالى نيز جريان يافته؛ خدای تعالى كلام خود را به نام خود كه عزيزترين نام است آغاز كرده، تا آن‌ چه كه در كلامش هست نشان او را داشته و مرتبط با نام او باشد؛ نيز ادبى باشد تا بندگان خود را به آن ادب، مؤدب كند و بياموزد تا در اعمال و افعال و گفتارهايش اين ادب را رعايت نموده، آن را با نام وى آغاز نموده و نشان او را به آن بزنند تا عمل شان خدایى شده، صفات اعمال خدا را داشته باشد؛ مقصود اصلى از آن اعمال، خدا و رضاى او باشد و در نتيجه، باطل و هالک (هلاک‌ شونده) و ناقص و ناتمام نماند؛ زیرا به نام خدایى آغاز شده كه هلاك و بطلان در او راه ندارد.
خواهيد پرسيد كه دليل قرآنى اين معنا چيست؟ در پاسخ مى‌ گویيم دليل آن اين است كه خدای تعالى در چند‌ جا از كلام خود، بيان فرموده كه آن‌ چه براى رضاى او و به‌ خاطر او و به احترام او انجام نشود باطل و بى‌ اثر خواهد بود. نيز فرموده به‌ زودى به يک يک اعمالى كه بندگانش انجام داده‌ اند می پردازد و آن‌ چه به احترام او و به‌ خاطر او انجام نداده‌ اند، نابود و هَبَاءً مَنْثُورًا (غباری پراکنده - 23 فُرقان) می كند؛ و آن‌ چه به غير اين منظور انجام داده‌ اند، حبط (باطل) و بى‌ اثر و باطل می كند. نيز فرموده هيچ چيز جز وجه كريم او بقا ندارد، در نتيجه هر چه به احترام او و وجه كريمش، به‌ خاطر رضاى او انجام شود و به نام او درست شود باقى مى‌ ماند؛ زیرا خود او باقى و فنا‌ ناپذير است و هر امرى از امور، آن مقدار از بقا نصيب دارد كه خدا از آن امر نصيب داشته باشد.
و نيز اين معنا همان است كه حديث مورد اتفاق شيعه و سنى آن را افاده می كند (می‌ رساند)؛ اين‌ كه رسول خدا (ص) فرمود: «هر امرى از امور كه اهميتى داشته باشد، اگر به نام خدا آغاز نشود، ناقص و ابتر مى‌ ماند و به نتيجه نمی رسد» و كلمه‌ ی «ابتر» به معناى چيزی است كه آخرش بريده باشد.
از همین‌ جا مى‌ توانیم بگوییم از میان معناهایى که براى حرف «باء» در آغاز «بسم الله» هست، معنی مناسب‌ تر، همین معنایی می‌ باشد که ما ذکر کردیم. در نتیجه، معناى جمله این مى‌ شود که: «من به نام خدا آغاز مى‌ کنم.» به ویژه این تناسب از این جهت روشن‌ تر به نظر مى‌ رسد که کلام خدا با این جمله آغاز شده و کلام، خود فعلى است از افعال؛ ناگزیر داراى وحدتى است و وحدت کلام به وحدت معنا و مدلول آن است. پس ناگزیر، کلام خدا از آغاز تا به آخرش معناى واحدى دارد و آن معناى واحد، غرضى است که به خاطر آن غرض، کلام خود را به بندگان خود القا کرده است .
حال آن معناى واحدى كه غرض از كلام خدای تعالى می‌ باشد، چيست؟ از آيه‌ ی قَدْ جَاءَكُمْ مِنَ اللهِ نُورٌ وَ كِتَابٌ مُبِينٌ يَهْدِي بِهِ اللَهُ (از سوى خدا به‌ سوى شما نورى و كتابى آشكار آمد كه به‌ سوى خدا راه می نماياند - 15 و 16 مائده) و آياتى ديگر كه خاصيت و نتيجه از كتاب و كلام خود را هدايت بندگان دانسته، فهميده می شود كه آن غرض واحد هدايت خلق است. پس در حقيقت هدايت خلق با نام خدا آغاز شده، خدایى كه مرجع همه‌ ی بندگان است؛ خدایى كه رحمان است و به‌ همين جهت، سبيل (راه و طریق) رحمتش را براى عموم بندگانش، چه مؤمن و چه كافر، بيان می كند؛ آن سبيلى كه خير (نیکویی) هستى و زندگى آنان در پيمودن آن سبيل است. خدایى كه رحيم است و به‌ همين جهت سبيل رحمت خاصه‌ اش را براى خصوص مؤمنين بيان می كند؛ آن سبيلى كه سعادت آخرت آنان را تأمين نموده و به ديدار پروردگارشان منتهى می کند. در جاى ديگر از اين دو قسم رحمتش، يعنى رحمت عامه و خاصه‌ اش خبر داده و فرموده: وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ (رحمتم همه چيز را فرا گرفته و به‌ زودى همه‌ ی آن را به كسانى كه تقوى پيشه كنند اختصاص می دهم- 156 اَعراف). اين ابتدای «به نام خدا» نسبت به تمامى قرآن بود كه گفتيم غرض از سراسر قرآن یک امر است و آن هدايت است كه در آغاز قرآن اين یک عمل با نام خدا آغاز شده است.

علّت ابتدای هر سوره با بسم‌ الله
اين‌ كه اين نام شريف بر سر هر سوره تكرار شده، نخست بايد دانست كه خداى سبحان كلمه‌ ی «سوره» را در كلام مجيدش چند جا آورده، از آن جمله فرموده: فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ (سوره‌ ای مانند آن بیاورید - 38 یونُس) و فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَيَاتٍ (اگر راستگویید، شما هم دَه سوره مانند آن بیاورید - 13 هود) و إِذَا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ (چون سوره‌ ای نازل شود - 86 توبه) و سُورَةٌ أَنْزَلْنَاهَا وَفَرَضْنَاهَا (سوره‌ ای است که آن را فرود فرستادیم و لازم و واجب نمودیم - 1 نور). از اين آيات مى‌ فهميم كه هر یک از اين سوره‌ ها طائفه‌ اى (دسته و شاخه) از كلام خداست كه براى خود، جداگانه وحدتى دارد؛ نوعى از وحدت كه نه در ميان ابعاض (جزء‌ ها و زیربخش‌ ها) یک سوره هست و نه ميان سوره‌ اى و سوره‌ ى ديگر.




بازدید کننده محترم؛ لطفاً به لیست 50 وب سایت پربازدید در شبکه جهانی وب نگاهی بیندازید:

YouTube, Facebook, google, translate, gmail, weather, amazon, Instagram, cricbuzz, Hotmail, wordle, satta king, twitter, yahoo, yandex, sarkari result, Netflix, google maps, yahoo mail, roblox, whatsapp, NBA, BBC news, outlook, pinterest, flipkart, eBay, omegle, live score, tiktok, canva, ipl, premier league, hava durumu, ibomma, walmart, twitch, ikea, shein, linkedin, home depot, e devlet, lottery, snaptik, cricket, serie a, nfl, spotify, fox news, amazon prime;

هیچ وب سایت مرتبط با انتشار کتاب یا مدیریت پروژه در این لیست وجود ندارد. ما سخت تلاش می کنیم تا این مسائل مهم را به کانون تمرکز جوامع برسانیم. لطفا ما را از طریق رسانه های اجتماعی معرفی کنید، وبگاه ما را با دیگران به اشتراک بگذارید و به ما کمک کنید تا دنیای خود را به مکانی بهتر برای زندگی تبدیل کنیم؛ با احترام.

نویسنده
علامه سید محمدحسین طباطبایی
مترجم
سید محمد باقر موسوی همدانی
ویراستار
سپهر انصاری
عصمت گلزار
قطع
رقعی
صفحات
116
نوع
کتاب چاپی - فیزیکی

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
نام و نام خانوادگی را بنویسید. نام و نام خانوادگی باید حداقل ۳ حرف داشته باشد.
از {{model.count}}
کمی صبر کنید...

محصولات مرتبط