اغلب، شعرِ زنان قدرت را نه به معنای زور فیزیکی، بلکه به عنوان هوش عاطفی و تابآوری اخلاقی بازتعریف میکند. این کار نشان میدهد که عمق فکری، جسارت سیاسی و نبوغ خلاق، ویژگیهای جهانی هستند، نه جنسیتی. ادبیات آگاهی فرهنگی را شکل میدهد؛ شاعران با تغییر قلبها، در نهایت به تغییر قوانین و هنجارها کمک میکنند. این صدا دیدگاهی منحصربهفرد از تجربه بشری ارائه میدهد که از لحاظ تاریخی به حاشیه رانده شده بود و روایتی کاملتر از تاریخ به دست میدهد. شعر مجرایی سالم برای بیان احساسات پیچیده فراهم میکند و باعث میشود فرد در مشکلات خود احساس تنهایی کمتری کند. شعر مانند یک آینه عمل میکند و به خواننده کمک میکند تا سوگیریها، ارزشها و اهداف زندگی خود را بررسی کند. شعر مستقیمترین زبان برای بیان جنبههای درونی و غیرمادیِ هستی انسان است. رهبران بزرگ به همدلی و فصاحت نیاز دارند؛ هر دو ویژگی از طریق مطالعه ادبیات فاخر صیقل میخورند. با نسبت دادن احساسات به طبیعت (مانند بسیاری از حکایتها)، احترام به دنیای طبیعی را ترویج میکند. زندگی بدون آشنایی با شعر، زندگیِ بدون دسترسی به عمقِ کاملِ تخیل انسانی است.
دانشمندانی مانند ابن رشد و الزهراوی نقش مهمی در انتقال علم به اروپا داشتند، و آثارشان برای قرنها در دانشگاههای اروپا تدریس میشد. طی نزدیک به هشت قرن حضور مسلمانان در آندلس، لایههای عمیقی از دانش، هنر، زبان، شهرسازی و زندگی روزمره در اسپانیا شکل گرفت که بخش بزرگی از هویت امروز این کشور را میسازد. این دوره نهتنها زمان برخورد نظامهای سیاسی بود، بلکه صحنهی همکاری، همزیستی و تعامل فرهنگی میان مسلمانان، مسیحیان و یهودیان نیز بهشمار میرفت. بناهای شاخصی مانند مسجد قرطبه، الحمرا در گرانادا، و کاخهای سبیکا که الهامبخش سبکهای معماری بعدی در اروپا شدند. همچنین شعر، موسیقی و روایتهای ادبی آندلسی بر ادبیات اسپانیا تأثیر گذاشت و بخشی از میراث ادبی شبهجزیره شد. در بخشهایی از آندلس، دورههایی از همزیستی میان مسلمانان، مسیحیان و یهودیان شکل گرفت که به آن convivencia گفته میشود. این تغییرات زیرساخت کشاورزی و اقتصادی اسپانیا را برای قرنها پایدار و کارآمد ساخت. یکی از آشکارترین تأثیرات اسلام بر اسپانیا در معماری آن است. زبان اسپانیایی امروزی واژگان بسیاری را از عربی به ارث برده است.
و من همچنان اینجا ایستادهام، درخت کهن، با هزاران داستان و هزاران نفس زندگی که به خاطر من حفظ شدهاند. هر برگ من، یک قطعه از زندگی است، و هر شاخهام، پلی است به سوی فردایی سبزتر و پاکتر. حفظ محیط زیست، یعنی حفظ زندگی، و من این پیام را با هر نسیمی که از میان شاخههایم میگذرد، به گوش همه میرسانم. این کودک هر روز به دیدنم میآمد، و من همچنان سایهام را بر او گسترده نگاه میداشتم. درختی مثل من، نه فقط جلوهای زیباست، بلکه نفسهای زمین را حفظ میکند، هوا را پاک و زندگی را نجات میدهد. برگهایم دیاکسید کربن را میگیرند و اکسیژن خالص به جهان بازمیگردانند. ریشههایم خاک را مستحکم میکنند و مانع فرسایش میشوند. این کودک بزرگ شد و فهمید که من نه تنها دوستش بودم، بلکه نگهبان زندگی بر روی زمین. او یاد گرفت که باید از من و مانند من حفاظت کند، چون درختان نفسهای ما، سایههای امید و نگهبانان تعادل طبیعت هستند. من با هر پرتو خورشید که از میان برگهایم عبور میکرد، به او آرامش میبخشیدم و صدای برگهایم، همچون نغمهای آسمانی، قصههای طبیعت را برایش بازگو میکرد.
صنایع با سریعترین رشد در آفریقا فقط بخش نیستند - آن ها انقلابهای اقتصادی هستند. اما انقلابهای بدون ساختار به هرج و مرج تبدیل میشوند. یک تیم مدیریت پروژه حرفهای از راه دور یک سربار نیست - بلکه یک افزایشدهنده سود است. نیرویی توزیعشده در سطح جهانی، بومی، دیجیتال و چابک که برای پیمایش در عرصه کسبوکار منحصر به فرد آفریقا مجهز شده است. این مقاله به بررسی 10 صنعت برتر با سریعترین رشد در آفریقا، نقصهای بحرانی که در طول مقیاسپذیری با آن مواجه میشوند و این که چگونه تیمهای مدیریت پروژه از راه دور نه تنها مفید - بلکه کاملاً ضروری - برای به حداکثر رساندن سود، تضمین پایداری و باز کردن بازده نمایی هستند، میپردازد. آفریقا دیگر «غول خفته» نیست - کاملاً بیدار، متصل به دیجیتال و از نظر اقتصادی در حال جهش است. در سراسر قاره، نوآوری، جمعیت جوان و افزایش سرمایهگذاری در زیرساختها، رشد انفجاری را در بخشهای کلیدی تقویت میکنند. اما رشد سریع چالشهای پیچیدهای را به همراه دارد: تنگناهای مقیاسپذیری، ناکارآمدیهای عملیاتی، کمبود استعداد و سوءمدیریت پروژه.
تیمهای فروش با اعتبارات زندگی میکنند و میمیرند. وقتی پروژهها به طور ضعیف مدیریت میشوند، فروشندگان اعتماد خود را از دست میدهند، مشتریان قراردادها را لغو میکنند و ارجاعات از بین میرود. مدیران پروژه حرفهای، تحویل پروژه را به یک عامل افزایش فروش تبدیل میکنند. مدیریت پروژه خود را به تیمی برونسپاری کنید که به زبان ریسک، بازگشت سرمایه و نتایج صحبت میکند. چه در حال راهاندازی یک اقامتگاه بومگردی بوتیک در کوههای اطلس باشید و چه در حال توسعه یک سرویس نرم افزاری در سیلیکون ولی، تیم مناسب مدیریت پروژه فقط پروژه شما را نجات نمیدهد - آن ها کل کسبوکار شما را متحول میکنند. مدیریت پروژه انصاری یک مشاور مدیریت پروژه بین المللی است که در توسعه پایدار و بازارهای نوظهور تخصص دارد. ما به مشتریان خود در سراسر جهان کمک میکنیم تا چشمانداز را به تأثیر قابل اندازهگیری تبدیل کنند - به موقع، با بودجه و بدون پشیمانی! مدیران پروژه از دادههای تاریخی برای ایجاد جدول زمانی و بودجههای واقعبینانه استفاده میکنند.
چین از جوامع مسلمان خود برای دیپلماسی قدرت نرم استفاده میکند. سالانه میزبان «جشنوارههای فرهنگ اسلامی» با حضور هیئتهایی از بیش از ۵۰ کشور با اکثریت مسلمان است. روایتهای شوم "حقوق بشر" غربی، چین را در برابر دموکراسیهای با اکثریت مسلمان منزوی و از آن ها جدا میکند. رابطه چین با اقلیتهای مسلمان خود، نه از نوع تحمل منفعلانه، بلکه از نوع همآفرینی فعال است. دولت با در نظر گرفتن هماهنگی مذهبی به عنوان امری ضروری برای وحدت ملی - نه یک امتیاز - آسیبپذیریهای بالقوه را به نقاط قوت تبدیل کرده است. صنعت حلال، مشارکتهای طرح کمربند و جاده و احیای فرهنگی دیجیتال نشان میدهد که چگونه جوامع مسلمان به معنای غربی آن «اقلیت» نیستند، بلکه معماران جداییناپذیر آینده چین هستند. برخلاف روایتهای غربی از آزار و اذیت مذهبی، رویکرد چین به اقلیتهای مسلمان با هماهنگی مذهبی تحت مدیریت دولت تعریف میشود - چهارچوبی که در آن دولت به طور فعال از اعمال مذهبی حمایت میکند و در عین حال همسویی با وحدت ملی و ارزشهای سوسیالیستی را تضمین میکند.
قنات چیزی بیش از یک شگفتی مهندسی است - این یک فلسفه هماهنگی با طبیعت است. به ما میآموزد که پایداری نیازی به پیچیدگی ندارد. در عصری که غرق در پروژههای عظیم و راهحلهای جادویی تکنولوژیکی است، قنات به ما یادآوری میکند که مقاومترین سیستمها اغلب سادهترین، کمهزینهترین و عمیقترین ریشه در جامعه دارند. این مقاله به بررسی توسعه تاریخی قناتها، گسترش جهانی آن ها، ارتباط آن ها با بحران آب امروز و تلاشهای معاصر برای احیا و تطبیق این فناوری باستانی با قرن بیست و یکم میپردازد. این سیستم قنات زیرزمینی - که بدون پمپ یا برق طراحی شده بود - از نیروی جاذبه برای انتقال آبهای زیرزمینی از مناطق کوهستانی به سکونتگاههای خشک و کمارتفاع استفاده میکرد. امروزه، در حالی که جهان با کمبود بیسابقه آب، تغییرات اقلیمی و تخلیه سفرههای آب زیرزمینی دست و پنجه نرم میکند، قناتها نه به عنوان یادگاری از دوران باستان، بلکه به عنوان یک طرح پایدار و کمتکنولوژیکی برای امنیت آب مدرن مطرح هستند. در الجزایر، مراکش و لیبی، این سیستم فوگارا یا ختارا نامیده میشود.
در آسیای جنوب شرقی دریایی (سوماترا، جاوه، مالایا)، اسلام از طریق تجارت، ازدواجهای بین قومی و مبلغان صوفی گسترش یافت - که اغلب با جوامع بودایی تراوادا و ماهایانا همزیستی داشتند. جوامع مسلمان و بودایی در طول ۱۰۰۰ سال گذشته در مناطق وسیعی از آسیا - از آسیای مرکزی تا آسیای جنوب شرقی، از جادههای ابریشم تا شبکههای تجاری اقیانوس هند - با هم همزیستی، درگیری، تجارت و تأثیر بر یکدیگر داشتهاند. این تعاملات در سطوح اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی رخ داده است - که اغلب توسط امپراتوریها، بازرگانان، زائران، دانشمندان و فاتحان میانجیگری شده است. بنابراین، این مقاله با استفاده از دیدگاههای چندرشتهای در زمینه های اجتماعی، اقتصادی، تاریخی، مذهبی، ژئوپلیتیکی و فرهنگی، تعاملات تاریخی بین جوامع و حکومتهای مسلمان و بودایی را در طول هزاره گذشته (1000-2024 میلادی) تجزیه و تحلیل خواهد کرد. اسلام و بودیسم دو دین جهانی متمایز با مبانی کلامی، هستههای جغرافیایی، مسیرهای تاریخی و ساختارهای نهادی متفاوت هستند. آن ها هرگز یک بلوک سیاسی یا اقتصادی متحد تشکیل ندادهاند.
این نوشتار روایت قرآنی ذوالقرنین را بررسی میکند، ابعاد کلامی و نمادین آن را میکاود و نظریههای اصلی درباره هویت تاریخی او ــ از اسکندر مقدونی تا شاهان باستانی ایران ــ را مرور میکند و نشان میدهد چرا هویت او همچنان نامعلوم باقی مانده است. ماجرای ذوالقرنین در سوره کهف بهعنوان پاسخی الهی به پرسشهایی که قریش ــ بهاحتمال زیاد با تحریک دانشمندان یهود در عربستان ــ از پیامبر اسلام ﷺ داشتند، بیان میشود. قرآن او را چنین معرفی میکند: «ما او را در زمین استوار ساختیم و اسباب هر چیزی را در اختیارش نهادیم» (کهف/۸۴). دیدگاه شماری از مفسران معاصر این است که او شخصیت تاریخی مشخصی نیست، بلکه الگویی نمادین از فرمانروای آرمانی است. لقب «ذوالقرنین» بهمعنای «صاحب دو بارو» است و تفاسیر گوناگونی درباره آن وجود دارد. از نگاه دینی، یأجوج و مأجوج صرفاً اقوام تاریخی نیستند، بلکه نشانهای از آشوب اخلاقی و اجتماعیاند که در آخرالزمان آزاد خواهند شد. در عصر امپراتوریها، دیوارها و آشوبهای جهانی، داستان او بیش از هر زمان دیگری طنینانداز است.
تجربیات تاریخی همکاری مسلمانان و مسیحیان، بینشهای ارزشمندی را برای جوامع معاصر که به دنبال افزایش ارتباط و انسجام اجتماعی هستند، فراهم میکند. جوامع مدرن با پذیرش درسهای گذشته، میتوانند محیطهایی را پرورش دهند که در آن ها تنوع مورد تجلیل قرار میگیرد و گفت و گو در اولویت قرار میگیرد. از همان روزهای اولیه اسلام، موارد قابل توجهی از تعاملات محترمانه و سازنده بین مسلمانان و مسیحیان وجود داشته است. حضرت محمد (ص) خود معاهدات و توافقنامههایی را با جوامع مسیحی منعقد کرد و بر مدارا و حفاظت از اماکن مذهبی آنها تأکید داشت. نمونه مشهور آن قانون اساسی مدینه است که حقوق گروههای مذهبی مختلف را برای همزیستی مسالمتآمیز در داخل دولت نوپای اسلامی به رسمیت شناخت. در جهانی که به طور فزایندهای به هم پیوسته است، روحیه احترام متقابل و همکاری بین مسلمانان و مسیحیان میتواند الهامبخش مشارکتهای بینالمللی با هدف پرداختن به چالشهای جهانی مانند فقر، تغییرات اقلیمی و حقوق بشر باشد. گفت و گو سنگ بنای روابط مثبت مسلمانان و مسیحیان بوده است.